بعضی وقتا دلم می خواد رمز پست ها رو بردارم تا اگه کسی (به جز تنها مخاطبم) به اینجا سر می زنه بتونه رمانو بخونه ولی وقتی خاطراتمو مرور می کنم می بینم که بیهوده ست. وقتی جلد اول هیچ کسان تموم شد ( سال 90 ) یادمه کلی گریه کردم چون رمانم آمارش پایین بود و نمی تونست بره صفحه ی اصلی سایت نودهشتیا.الان که فکر می کنم می بینم چقدر احمق بودم که شب تا صبح واسه همچین موضوعی گریه کردم.وقتی هم که جلد دو رو شروع کردم و آمار جلد اول کمی بالا رفت و بلاخره فرستادنش روی صفحه

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها


ترک فیلم فروشگاه فایل pdf ویلاگ صنایع لوستر و روشنایی تودیسو دستگاه حضور و غياب فتوتراپی دی کرمانشاه 09914076040 مرکز‌آموزش‌فنی‌وحرفه‌ای‌ شهرستان رفسنجان قالب وردپرس, افزونه وردپرس یک کلاس درس ششم ابتدایی